wait لطفا صبر کنید

تبليغات

بيانات رهبر انقلاب»بيانات رهبر انقلاب

تعداد بازدید (4275)
00

هيئت قلب نهضت امام خميني (ره)

گزارشي درباره نقش هيئات حسيني در پيروزي انقلاب اسلامي

هيئت؛ قلب نهضت امام خميني

 
يكي از عوامل مؤثر در پيروزي نهضت اسلامي در ايران، نقش‌آفريني هيئات حسيني در آن بود. هيئات حسيني كه حامل پيام عاشورا بودند در مقاطع مختلف توانستند رژيم شاهنشاهي را به چالش كشيده و وادار به تسليم كنند. اين كاركرد هيئات نشان از حقيقت پيام نهضت حسيني و ظرفيت اين نهضت براي الهام‌بخشي حركت‌هاي اسلامي و نقش‌آفريني در حوادث روز دارد؛ موضوعي كه از نظر رهبر انقلاب نمي‌تواند از كاركرد هيئات حسيني جدا شود: «هيئت‌ها نمي‌توانند سكولار باشند؛ هيئتِ امام حسينِ سكولار ما نداريم! هركس علاقه‌‌مند به امام حسين است، يعني علاقه‌‌مند به اسلام سياسي است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معناي اعتقاد به امام حسين اين است. اين‌كه آدم در يك مجلس روضه يا هيئت عزاداري مراقب باشد كه نبادا وارد مباحث اسلام سياسي بشود، اين غلط است.» گزارش زير به نقش هيئات حسيني در اتفاقات سال‌هاي ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ كه نقطه‌ي عزيمتي براي نهضت اسلامي در ايران بود مي‌پردازد:
 
فروردين ماه ۱۳۴۳ وقتي امام خميني رحمه‌الله پس از تحمل زندان آزاد شد، در پيامي به اظهار تأسف از تسلط اسرائيل و عواملش بر شئون مملكت و تمجيد از مبارزه‌ي حماسي در عاشوراي ۱۳۴۲ پرداخت و فرمودند: «اشخاص متدين را، به جرم آنكه در عاشورا دسته راه انداخته‌اند و شعار ضداسرائيل با خود داشته‌اند، به حبس و زجر و شكنجه كشيدند و اكنون هم در حبس به سر مى‌برند، با آنكه با كمال آرامش حركت مى‌كردند...»

پيام امام امت اشاره داشت به برنامه‌هاي محرم سال ۱۳۴۲ شمسي كه طي آن انبوه بي‌شمار شركت‌كنندگان در راهپيمايي روز عاشورا به تظاهرات عليه انقلاب سفيد پرداختند. امام اعلاميه‌هاي مؤثري در مقدمه‌سازي براي برنامه‌ي محرم صادر كردند كه مهمترين آن‌ها پنج روز قبل از شروع محرم يعني در ۲۸ ارديبهشت‌ماه بود؛ شهيد شيخ فضل‌الله محلاتي در خاطراتش نقل مي‌كند كه امام وي را مأمور نمود تا سران هيئت‌هاي عزاداري تهران را به جلسه‌اي فراخوانده تا براي اتخاذ تدابير لازم جهت بهره‌برداري سياسي از مجالس برنامه‌ ريزي كنند
شهيد عراقي، حلقه اتصال امام خميني با هيئات مذهبي
مرحوم حبيب‌الله شفيق در خاطرات خود مي‌گويد كه هيئت‌هاي مؤتلفه‌ي اسلامي در آستانه‌ي محرم طي رايزني‌هايي كه با استاد مرتضي مطهري و دكتر بهشتي به عمل آوردند «قرار بر اين شد كه دهه‌ي محرم، اهل منبر و مداحان اهل بيت شعار تازه‌اي بسازند و برنامه‌هاي جديدي را ارائه دهند؛ لذا به آقاياني كه مرثيه و شعر مي‌سراييدند، اطلاع داده شد تا از اشعار نو براي دهه‌ي عاشورا استفاده كنند.» در اجراي اين برنامه، «شهيد مهدي عراقي» كه يكي از حلقه‌هاي اتصال امام خميني با هيئت‌‌هاي مذهبي تهران بود، به سراغ مداحان و نوحه‌خوان‌هاي هيئت‌ها رفت و براي اين منظور با آنان گفت‌وگو نمود.

شهيد حاج مهدي عراقي نيز در خاطراتش به‌طور تفصيلي از كوشش‌هاي خود براي جلب حمايت «شيخ‌الواعظين» تهران يعني حجت‌الاسلام محمدتقي فلسفي سخن رانده و اضافه مي‌كند كه براي اين منظور ناچار شده است از امام بخواهد تا نامه‌اي براي جلب نظر آقاي فلسفي و خطاب به او بنويسد. متن نامه بدين شرح است: «حضرت حجت‌الاسلام آقاي فلسفي لازم است از بيانات حساس جنابعالي در اين وقت اختناق عجيب تشكر كنم. امروز، روزي است كه حضرات مبلغين محترم و خطباي معظم، دين خود را به دين اثبات فرمايند... از قرار اغلب گويندگان محترم با ما هم‌آواز هستند. اميد است، ‌خداوند تعالي آن شواذي [= نادر] كه از حبس، از زجر، از خوف بيم دارند [را] بيدار فرمايد...»
شهيد عراقي در ادامه‌ي خاطراتش تصريح مي‌كند كه جلب‌ نظر افرادي مانند مرحوم فلسفي از ميان وعاظ و حاج‌عباس زري‌باف و حاج ناظم از ميان مداحان تهران از اين جهت اهميت داشت كه بسياري از وعاظ و مداحان، پيرو و دنباله‌رو آنها بودند. همچنين شهيد عراقي و يارانش موفق شدند كه نظر برخي از لوطي‌هاي جنوب تهران همچون طيب حاج‌رضايي و حسين رمضان‌يخي را نيز جلب كنند.

 سخنراني‌هاي آتشين شهيد محلاتي در هيئت بني‌فاطمه
«هيئت بني‌فاطمه» كه جزو قديمي‌ترين هيئات تهران محسوب مي‌شود و در آن مداحاني چون مرحوم علي‌اكبر ناظم و مرحوم سيداسماعيل زري‌باف مداحي مي‌كردند نيز بازوي ديگر دسته‌هاي عزاداري در حمايت از نهضت امام بودند. گزارش‌هاي ساواك درباره‌ي هيئت بني‌فاطمه حكايت از آن دارد كه اين هيئت به صورت دسته‌هاي سينه‌زني در بازار تهران حركت نموده و «نوحه‌ها و اشعار آن تماماً در حمايت از خميني خوانده مي‌شود.» اما وعاظ دعوت‌شده‌ي آن هيئت نيز به تعبير اين سند «دو طلبه‌ي تقريباً كم سن و سال، اما شجاع و بي‌باك» يعني شيخ فضل‌الله محلاتي و شيخ علي‌اصغر مرواريد بودند كه هر دو بي‌پرده سخن مي‌گفتند و در سخنراني‌هاي خود در شب‌هاي محرم به شاه و دولت حمله مي‌كردند. شهيد محلاتي در خاطراتش با تأييد جو و فضاي سياسي هيئت بني‌فاطمه، نقل مي‌كند كه وي به همراه مرواريد، واعظان آن هيئت بودند تا اين‌كه مرواريد به قم عزيمت نمود تا مجالس آن‌جا را اداره كند. از اين رو براي شب‌هاي باقي‌مانده شهيد مطهري آمد كه در نهايت بعد از منبر شب دوازدهم دستگير شد؛ ولي شيخ فضل‌الله محلاتي توانست از دست مأموران امنيتي بگريزد.

مرحوم زري‌باف در خاطراتش نقل مي‌كند كه چون پيام امام مبني بر اين‌كه لازم است «وقايعي را كه الان در كشور مي‌گذرد به صورت نوحه و شعار بسراييد و در جلسات خودتان مطرح كنيد» را از طريق شهيد عراقي دريافت نموده، دست به كار شده است و از آن‌جا كه خودش در روز واقعه‌ي مدرسه‌ي فيضيه‌ي قم در آن مدرسه حضور داشته و فاجعه را به چشم خود ديده بود، درصدد برآمد كه وقايع آن را در قالب اشعار و نوحه بسرايد تا در زمان حركت دسته‌هاي سينه‌زني بخواند. از اين رو نوحه‌اي با ترجيع‌بند ذيل جهت هيئت بني‌فاطمه در روز تاسوعا سراييد: «قم دشت كربلاست ـ هر روزش عاشوراست ـ‌ فيضيه قتلگاست ـ خون جگر علما ـ واويلا واويلا ـ‌ شد موسوم ياري مولانا‌الخميني (دوباره)»

محسن رفيق‌دوست يكي از اعضاي هيئت بني‌فاطمه نيز در خاطراتش نقل مي‌كند كه وي به اتفاق جمعي از جوانان مسجد محمدي در جلساتي اين نوحه را تمرين كردند و در روزهاي تاسوعا و عاشورا هيئت بني‌فاطمه آن را دم گرفتند.

عباس زري‌باف نيز در خاطرات خود تصريح مي‌كند كه علاوه بر نوحه‌ي مذكور، يك نوحه‌ي ديگر نيز در خصوص پايين انداختن طلاب از پشت‌بام فيضيه در جريان حمله‌ي مأموران امنيتي به آن مدرسه در دوم فروردين ۱۳۴۲ـ كه خود شاهد آن فجايع بود ـ سروده است. ابيات تكرار آن سروده از اين قرار بود: «دانشگاه فيضيه ـ چون دشت ماريه طلاب دينيه ـ واويلا واويلا ـ افتاده جسم هر يكي‌شان از لب بام ـ خميني خميني ـ تو فرزند حسيني ـ تو حامي ديني»

ناگفته پيداست كه موارد ذكر شده تنها نمونه‌هايي از مجالس و محافل سياسي در محرم ۱۳۴۲ و در پوشش مجلس عزاداري آن سال است. گزارش‌هاي بي‌شمار مأموران ساواك از مساجد تهران حاكي از غلبه‌ي روح سياسي بر بيشتر مجالس پرجمعيت تهران در محرم سال ۴۲ است. بر اساس اين گزارش به جرئت مي‌توان ادعا كرد كه ده‌ها تن از وعاظ پيشرو عامل پيام‌رساني آموزه‌هاي نهضت در تهران شدند.

 عاشوراي سال ۴۲، نقطه مركزي در شروع نهضت
عاشوراي سال ۴۲ با عاشوراي سال‌هاي ديگر متفاوت بود. مردم با رهنمود امام خميني رحمه‌الله به دنبال فرودآوردن ضربه‌اي ديگر بر رژيم شاه بودند. مرحوم عسگراولادي در اين خصوص مي‌گويد: «راهپيمايي عاشورا محصول چند جلسه‌ي پي‌درپي است. امام در فروردين‌ماه به ما اجازه ندادند براي شهداي فيضيه برنامه‌اي داشته باشيم، بلكه در ارديبهشت‌ماه به‌عنوان چهلم شهداي فيضيه اجازه دادند كه ما در تهران برنامه داشته باشيم. برنامه‌ها اول يكي در مسجد بازار دروازه‌ي حضرتي بود كه آمدند و جلوي آن را گرفتند. ديگر آن‌جا به ترتيب آشنا شديم. فردا شب را اعلام كرديم مسجد امين‌الدوله، پس فردا شب را مسجد حمام گلشن آقاي غروي و همين‌طور گسترش پيدا كرد و بعضي شب‌ها تا ۲۰ جا براي مدرسه‌ي فيضيه برنامه برگزار مي‌شد. اداره كردن اين مراسم، ما را به هم نزديك كرد. خدا رحمت كند شهيد صادق اماني را، روي بارهاي انبار آن‌ها مي‌نشستيم و برنامه‌ريزي مي‌كرديم. انبارشان كنار سر قبر آقا بود و شايد صد تا كيسه بار روي هم مي‌چيدند و ما مي‌رفتيم آن بالا مي‌نشستيم كه اصلاً كسي حدس هم نمي‌زد كه آن‌جا دور هم جمع شده‌ايم! در آن‌جا برنامه‌ريزي كرديم كه از امام درخواست كنيم به ما اجازه بدهند كه ما دسته‌ي ممتازي در روز عاشورا داشته باشيم. آقاي توكلي و بنده و مرحوم شفيق رفتيم خدمت امام و شيوه‌ي راهپيمايي را كه از جنوب تا شمال تهران آن روز، از مسجد حاج ابوالفتح به طرف دانشگاه و بازگشت به مدرسه‌ي صدر بود، براي امام گفتيم. ما گفتيم كه علم و كتل نمي‌آوريم و با پلاكاردها و پرچم‌هاي بلند و با قرآن حركت كنيم. امام فرمودند كار خوبي است و اجازه دادند.»
صبح عاشوراي ۱۳۴۲ سيل جمعيت در تهران با شعارهايي كه توسط شهيد صادق اماني سروده شده بود از مبدأ راهپيمايي يعني مسجد حاج ابوالفتح در ميدان قيام حركت نمود. پليس از ابتداي صبح مسجد را در محاصره گرفته بود، اما سيل جمعيت آنان را به وحشت انداخت و نتوانستند مقاومتي كنند. پس از هماهنگي‌هاي لازم جمعيت به طرف دانشگاه تهران به حركت درآمد. به گفته‌ي شهيد محمد صادق اسلامي: «از همه‌ي دسته‌جات مذهبي دعوت كرديم كه در اين راهپيمايي شركت كنند. و امام هم تأييد كردند و مخصوصاً يكي از شعارهاي ما را اصلاح كردند. اين راهپيمايي اثر بسزايي در برخورد با رژيم داشت وشعارها عموماً ضد رژيم بود. شعاري كه در اين راهپيمايي داده مي‌شد به وسيله‌ي مرحوم صادق اماني ساخته شده بود:
گفت عزيز فاطمه ـ نيست ز مرگ واهمه ـ تا به تنم روان بود ـ زير ستم نمي‌روم ـ خميني خميني خدا نگهدارتو ـ بميرد بميرد دشمن خونخوار تو

جمعيت نزديك كاخ (شاه) كه رسيد شعار باز هم عوض شد؛ مردم با كوبيدن پا به زمين و با مشت گره كرده فرياد مي زدند: «تا مرگ ديكتاتورها نهضت ادامه دارد» رژيم هم در ابتدا عده‌اي از مأمورينش را فرستاده بود در مسجد حاج ابوالفتح در خيابان ري و اول مولوي كه مانع از حركت اين دسته شود، ولي هجوم جمعيت موجب شد كه در مسجد را شكستند و در آن‌جا جمع شدند و رژيم نتوانست مانع اين راهپيمايي شود و دليل آن هم اين بود كه آن روز عاشورا بود و احساسات مردم قوي و تند بود.»

در روز عاشورا و فرداي آن، خيابان‌هاي تهران مملو از جمعيت عزاداري بود كه با در دست داشتن تصاوير امام خميني فرياد مي‌زدند: «خميني، خميني، خدا نگهدار تو ـ بميرد، بميرد، دشمن جبار تو» هنگام عبور عزاداران از مقابل كاخ مرمر نيز شعار «پيروز باد ملت، بر شاه ننگ و نفرت» از سوي مردمي كه اشاره به كاخ شاه داشتند تكرار مي‌شد.

 طيب مسلمان، در مقابل دينش مقاومت نمي‌كند
محرم آن سال، محرم عجيبي بود؛ دسته‌هاي عزادار، ياري امام خميني را همچون ياري سيدالشهدا عليه‌السلام در روز عاشورا مي‌دانستند و ايران و قم را كربلا. اما يكي از زيباترين نقاط عطف عاشوراي ۱۳۴۲، رويش حر انقلاب بود. آيت‌الله سيد جعفر شبيري زنجاني در اين‌باره مي‌گويد «بعدها شهيد عراقي نقل كردند كه روزي كه در قم در محضر امام بوديم؛ ‌ ايشان فرمودند:‌ «امسال هيئت‌ها جهت‌دار باشند.» ما به امام عرض كرديم مهم‌ترين هيئت متعلق به طيب است كه طرفدار شاه است و اگر او مخالفت كند، كارها خراب مي‌شود. امام فرمودند:‌ «طيب مسلمان است و در مقابل دينش مقاومت نمي‌كند.» و به اين شكل بود كه ما به فكر افتاديم با طيب صحبت كنيم. ما رفتيم و به طيب گفتيم آقاي خميني فرموده‌اند كه طيب مسلمان است و در مقابل دينش نمي‌ايستد. همين كه اين حرف را زديم، او سرش را پائين انداخت، بعد يكي از نوچه‌هايش را صدا زد و ۲۰۰ تومان پول به او داد و گفت برو و يك عكس از آقا تهيه كن كه جلوي دسته قرار بدهيم. او قبلاً عكس شاه را بزرگ مي‌كرد و جلوي دسته قرار مي‌داد، ولي حالا مي‌خواست عكس امام را بگذارد و دسته راه بيندازد. آن روز آمدند و به من گفتند كه دسته‌ي طيب آمده و عكس حاج آقا روح‌الله را جلوي دسته گذاشته است. ما تعجب كرديم كه جريان از چه قرار است، چون تا آن روز تصور مي‌كرديم كه طيب، فدايي شاه است.»
در روز دوازدهم محرم طيب را دستگير كردند و تنها شرط آزادي وي را اعلام دريافت پول از امام براي آشوب اعلام كردند. طيب شرط را مي‌پذيرد.

آيت‌الله سيد جعفر شبيري زنجاني ادامه‌ي اين ماجرا را چنين نقل مي‌كند: «تا روز آخر هم آن‌ها فكر نمي‌كردند از طيب رودست بخورند، ‌ به همين خاطر دادگاه او را علني كردند و خبرنگارها آمدند كه خبر را منعكس كنند. طيب وقتي پشت تريبون قرار مي‌گيرد، لباسش را بالا مي‌زند و نشان مي‌دهد كه سينه‌اش را سوزانده‌اند و مي‌گويد كه اين‌ها اين كار را كردند تا من بگويم كه آقاي خميني به من پول داده تا اين كار را بكنم. من اصلاً تا امروز ايشان را نديده‌ام و اگر هم مي‌ديدم، هرچه داشتم به ايشان مي‌دادم، نه اين‌كه پول بگيرم. حالا هم حتي اگر كشته شوم، اين تهمت را نمي‌زنم.»
از آن روز به بعد به او سخت مي‌گيرند و حتي مسأله‌ي اعدام را هم مطرح مي‌كنند. آقاي كاتوزيان كه امام جماعت مسجدي در همان مناطق بود نقل مي‌كرد كه كه بعد از شهادت طيب، ‌ همسر او را ديده و از او پرسيده كه طيب در آخرين ملاقات، به او چه گفته است؟ همسر طيب گفته بود: «بعضي چيزها را مجاز نيستم بگويم. ولي من به او گفتم: تو نان‌آور خانه هستي. و او جواب داد: به اندازه‌ي كافي نان گذاشته‌ام. اگر هم به فكر يتيم‌شدن بچه‌ها هستي، تا به حال چندين بار چاقو خورده و تا دم مرگ رفته‌ام و خدا را شكر كه در اثر ضربه‌ي چاقو نمردم و ماندم تا در راه خدا كشته شوم.» طيب گفته بود كه حتي به او وعده داده‌اند كه اگر با آن‌ها همكاري كند، مقام‌هاي بالايي به او مي‌دهند، اما او خودش را در خواب با ياران امام حسين‌ عليه‌السلام ديده است و ارزش ندارد كه به خاطر مقام‌هاي دنيوي، آن مقام را از دست بدهد. به همسرش گفته بود براي من غصه نخوريد.

 شعارهاي ضداسرائيلي و مقابله با ذلت‌پذيري در محرم سال ۴۳
سال بعد نيز هيئات مذهبي همان خط قبل را دنبال كردند. امام در پيام ماه محرم سال ۱۳۴۳ نيز رابطه با اسرائيل را ننگ بزرگ شمرده و خواستار وحدت مسلمين براي مقابله با اسرائيل بود. اين پيام منجر به بزرگداشت حادثه‌ي سال قبل شد. به گفته‌ي شهيد محمد صادق اسلامي «در سالگرد ۱۵ خرداد اعلاميه‌اي با امضاي ۴ نفر از علما به رهبري امام صادر شد و يك راهپيمايي گرچه كوچكتر از سال قبل ولي متشكل‌تر و فشرده‌تر، مركب از قشرهاي مختلف جامعه از جمله دانشجويان، بازاريان و كارگران برپا شد. اين راهپيمايي يك‌باره از زمين جوشيد. به اين ترتيب كه با قرار قبلي و با بلند كردن پرچم، افرادي كه قبلاً آماده شده بودند، اطراف پرچم‌ها جمع شدند و حركت كردند. وقتي پليس خبر شد كه راهپيمايي به نزديك مجلس شورا رسيده بود و در آن‌جا حمله‌ي پليس آغاز شد و ۵۰ نفر من‌جمله شهيد عراقي را دستگير كردند كه حدود دو ماه در زندان شهرباني بود و پليس نتوانست خط جمعيت‌هاي مؤتلفه را كشف كند و حتي ارتباط ايشان را با قضاياي ۱۵ خرداد سال قبل بيابد.»

شهيد مهدي عراقي درباره‌ي راهپيمايي سال ۱۳۴۳ مي‌گويد: «بچه‌ها مقدمات دسته‌ي روز عاشورا را فراهم كردند. اين دفعه از مسجد شاه قرار شده بود راه بيفتيم بياييم خيابان سيروس و از آن‌جا هم بياييم مجلس و از آن‌جا برويم به طرف دانشگاه. عكس‌هاي بزرگي از حاج آقا انداخته (شده بود) و آماده شده بود و پلاكاردها هم همان پلاكاردهاي سال گذشته يك مقدارش بود... زد و خورد شد بين بچه‌ها و پليس... البته توي آن درگيري و زد و خورد ۳۸ نفر دستگير شدند كه از جمله خود من بودم.»
يكي از محورها در راهپيمايي عاشوراي سال ۴۳ «مقابله با ذلت‌پذيري در برابر دشمنان اسلام» بود. به گفته‌ي شهيد لاجوردي كه در همه‌ي صحنه‌هاي مبارزه عليه شاه و استكبار، نقش مؤثري را در جمع ياران داشت: «شهيد هميشه زنده‌ي ما "مهدي" در تظاهرات عظيم سال ۴۳ كه به ابتكار جمعيت‌هاي مؤتلفه‌ي اسلامي ترتيب يافت، ‌ سخنراني پرهيجاني را ايراد كرد كه در آن زمان و در چنان تظاهراتي، كمتر كسي را جرئت چنين كاري بود.»

اين راهپيمايي تحركي مجدد پس از كشتار بي‌نظير شاه در ۱۵ خرداد بود كه موجي نو را آغاز كرد. محور مبارزات امام از اين پس در مقابله با كاپيتولاسيون آمريكايي شاه بود. مبارزاتي كه به تبعيد امام خميني رحمه‌الله و فرزند بزرگوارشان حاج آقا مصطفي به تركيه منجر شد و پس از آن موجي از افشاگري راه افتاد كه بسياري از مبارزين دستگير، محاكمه و به زندان محكوم شدند.